در مملکت ما همه وارونه اسیرند
یک عده بخواهند دو صد عمر دوباره
آنان که همه گل به سر جامعه بودند
ملت همه بودند پی نان برشته
مردم همگی در پی رسوایی دزدان
ریشی ز ته چانه روان کرده بسیجی
یک گل پسر خوب که بر پورشه سوار است
یک نیم که هر شب به دوبی یا به شمال اند
امروز همه ملت ما گشته گرفتار
یک عده گرفتار خرید مازوراتی
از بس که گرفتاری این خلق زیاد است
آنان که کنون مصدر امر و امرایند
در اول قبر است که مردم همه گیرند
شیران شده چون گاو و گاوان همه شیرند
یک عده ی دیگر که همین لحظه بمیرند
از رو همگی رفته فرو گشته به زیرند
سی سال و اندی است که نان ها چو خمیرند
دزدان همگی حال وکیل اند و وزیرند
یا حاج بشارت شده یا حاج بشیرند
مردم همه در مترو فشاری شده گیرند
نیم دگر اینجا نگرانند و فقیرند
فرقی نکند گر که صغیرند و کبیرند
یک عده ی مفلس که معلم و دبیرند
در سال جوانند و به ظاهر همه پیرند
بر چهره ی این کشور ما زخم و کهیرند
منکر بگذارد بروند، گیر نکیرند!