پسرم جیش کردی ؟
چه بلایی سر من آوردی
تو نمی دانی که پوشک چند است ؟
می کنی جیش و سپس می خندی ؟
فکر پوشک نبدم گاه وصال
تا خدا داد به من فرزندی
جیش کن روی پتو روی زمین
تا که من فکر کنم ترفندی
جیش کن بر سر و روی پدرت
تو بیاور به لبم لبخندی
پول پوشک شده چون مهریه ی مادر تو
این یکی گند و آن یک گندی
هر عدد جیش یکی دشنه بود
که تو بر خیک پدر می بندی
تا دم ظهر دو جیش و یه پی پی
تو به افلاس مرا افکندی
گر تو یک بار دگر جیش کنی
پسرم چون ننه ات نامردی!