هان ای پسر عزیز و دلبند
ما گول خدای خویش خوردیم
لیکن تو مخور گول خدا را
می باش به عمر خود خبردار
هر روز بخور تو مال مردم
هر کس که بدیدی نیش می زن
هر جا که گذاشته اند پولی
ای بچه بکوش دزد باشی
از نفت بخور یکی دکل را
از قشم فرودگاه می خور
در کیش بخور زمین و دریا
از بانک بخور هزار میلیارد
یک کشتی پر ز نفت می خور
آمد چو بگیردت فلانی
آنگاه فرار کن کانادا
گر بی صفت و کثیف باشی
از بهر مقام و پست و قدرت
تعظیم بکن هر که رییس است
محکم تو بزن به گوش مادون
باید که همیشه هیز باشی
از هیچ زنی حذر نکن تو
گر بود تو را به عشق میلی
لیکن چو شود کار تو اتمام
تو یک زن هرزه گرد و پستی
کردیم خطا و اینچنین بود
خوردی تو اگر پول کسی را
پول را به حساب خویش بگذار
ماشینی بخر به چند میلیارد
هی باد بزن کباب خود را
می نوش بهمراه کبابی
چون پیر شدی برو زیارت
ثابت بنما که بهترینی
تا اینکه پدر شود فدایت
با او تو بگو ز جای بر خیز
ما مملکتی ز بیخ خوردیم
بر خیز و به جای خویش بنشین
گر پول دهی بگیر نزولی
من یک گره از خلق گشایم
من قیمه دهم به سال چند بار
یاد آمدم از پدر که با من
لیکن پدرم زمانه این شد
بشنو ز پدر نصیحتی چند
مفلس شده و ز فقر مردیم
سر مشق بکن تو اغنیا را
هر کس که دیدی کلاهشو بردار
از بی صفتی تو باش کژدم
هم از عقب و ز پیش می زن
در بست بکن خودت هاپولی
نه در پی دستمزد باشی
هرمز تو بخور تپه و تل را
اهواز دو حلقه چاه می خور
در لوت بخور کویر و صحرا
تو رشوه بده که باشدت گارد
در جیب هر آنچه رفت می خور
در رو و بگوی لن ترانی
آنجا چو نشد برو نوادا
آنگه همه را حریف باشی
باید که شوی تو غرق خفت
گر چه کچل و پر لک و پیس است
تا که دهنش شود پر از خون
غوره نشده مویز باشی
لیکن زن خود خبر نکن تو
مجنون شو و آن طرف چو لیلی
بر گو که نیفتی تو به این دام
دیشب چو بدم دچار مستی
عفت و نجابت تو این بود؟
بپا نخوری گول کسی را
هی پول به روی پول نگهدار
یک خانه بقدر یک تریلیارد
اینگونه سپر شباب خود را
یک جانی واکر ز چاپ آبی
از صبح به شب بکن عبادت
تو دزد ترین فرد زمینی
آرسن لوپن ار گرفت جایت
ای آفتابه دزد کوچک و ریز
پولش رو به بانک ها سپردیم
پس یاد بگیر ز بنده آیین
پرسید کسی بگو فضولی؟
نه فکر خودم فکر شمایم
از حجره ی خود تا ته بازار
می گفت بشو تو پاکدامن
ایمان چو برفت اینچنین شد !