رکورد گینس

شبی محمود و عبدی زیر کرسی
ذر آورده ز پا هم کفش و ارسی
یکی اینور بخوابید آن یک آنور
جوان بودند و برنا و قلندر
ولی بودند همراه دو دختر
دو تا شهپر همانند کبوتر
سهیلا در دلش می گفت محمود
بیا اینجا بخواب پهلوی من زود
سونیا هم بدی در فکر عبدی
به فکر کارهای سهو و عمدی
ندانستند هر دو بی بخارند دو تایی عاری از حس فشارند
به نیمه شب چو شد هر چهار خفتند
به این دو آن دو تا چیزی نگفتند
خلاصه چهار تا در زیر کرسی
نکردند زیکدگر احوالپرسی
ظریفی بعد چهل سال این شنیده
بگفتا نام آن ها را بدیده
به اوراق گینس ثبتند از بیخ
به نام خرترین مردان تاریخ !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *