اگر کودکی از زن دیگری بجز مادرش شیر بخورد ، با فرزندان آن زن برادر یا خواهر رضاعی (شیری) می شود.
یک روز زنی ز فرط غمباد
چندی که گذشت یک الاغی
گفتا که بیا برادر من
کرد آن پسرک زخشم فریاد
گفتا که زشیر مادر من
مائیم برادر رضاعی
خوردند چو تو بسی ز شیرش
یک گله برادر رضاعی
یک ملت خواهر و برادر
پس زانیه ایم جملگی مان
شیری ز الاغ به کودکش داد
بگرفت از آن پسر سراغی
ای یار عزیز و سرور من
کی نسبت اینچنین به من داد؟
خوردی تو شبی برادر من
پس بحث ندارد انتفاعی
زین روست درآمده است پیرش
گشته اخوی به چهارپایی
چون شد که بهم شدند همسر
هم تو و من و تمام اخوان!