نرم نرمک زنده زنده شد بهار
می روم کم کم مرا چون جای نیست
رفته بودم من به شورای ملل
نطق چون کردم همه خالی شدند
نرم نرمک زنده زنده شد بهار
گر نگهبانان ببستندند راه
من همه پرونده ها را برده ام
تک مدیر این جهان هان بنده ام
من پوتین هستم مشایی مدودف
حق بعضی را چو خوردم لفت لف
نرم نرمک زنده زنده شد بهار
می روم من لیک دارم نقشه ای
چون بیاید جای من آن یار غار
پول نفتی را که قبلا” برده ام
می دهم امسال بر اسفندیار
ایند فعه من جای خالی می کنم
انتخاب از ملت و حق با شماست
ما و او از یک بن و یک ریشه ایم
زنده زنده باد بادا این بهار
آید اینک جای من اسفندیار
یک هواپیما پر از کور و کچل
مانده بودم بنده و چندی مچل
پس بیا ای جان من اسفندیار
من بر آرم بر سر و روشان هوار
حق مردم را دو لپی خورده ام
خوش ادا خوش صورت و خوش خنده ام
من نگردم زین ریاست منصرف
زین سبب نامند ما را منحرف
هشت سال دادیم بس شعر و شعار
آورم جای خودم اسفندیار
هی بر آرند زین ور و آنور فشار
حق مردم را کنم من خرج کار
حق ما باشد ریاست بر دیار
تا شود بر کول ملت او سوار
انتخاب فرد مطلق با شماست
رای قبلی شما اینک کجاست
مشایی : پاشو محمود ، بازم که داری خواب می بینی ، پاشو بابا، تموم شد
عبید ایرانی