دعا

ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم

چه شود گر در رحمت به دلم باز کند

زخم دل می زند این یار بسی سنگدل است

پول ما را که ببردند و بخوردند همه بی پدران

بینوا این دل ما بود ولی همواره

گر که مالیده و رفته است رییس جمهور

پول و ثروت به سرم ریزد اگر شانس بود

گر همه بی صفتان شاه به هر با صفت اند

گر خدا نیز ندانست که با ما چه کند

روی خود را به همان قدرت غایی بکنیم

چه شود گر که شبی باز صفایی بکنیم

زخم خود را چه شود ار که دوایی بکنیم

چشممان کور گر امروز گدایی بکنیم

گوش را منتظر از بهر نوایی بکنیم

ما معاون شده و همچو مشایی بکنیم

دست خود را که اگر بند به جایی بکنیم

بی صفت گشته به یکباره صدایی بکنیم

جای او را بگرفته و خدایی بکنیم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *