تهران

شهر ما تهران و بی در پیکر است

شرق آن تا جاجرود است غرب آن

هست روی یک گسل بی گفتگو

پر ز اکسید و اسید است این هوا

آب لوله پر زلای و پر گل است

متروی آن هست بازاری بزرگ

شیر آن عاری ز پالم و روغن است

جمله بیکارند ، هر پیر و جوان

در شمال شهر برجی دیده ام

از فساد و دزدی و از اختلاس

بس که مردم غرق در آسایش اند

هر که ریشو گشت وضعش سکه شد

گر حقایق را ز ما کتمان کنند

وعده های دولت و کابینه را

شهر تهران پایتخت کشور است

از کرج هم یک کمی آنور تر است

گر بلرزد خشتک مردم تر است

هر نفس کش اندر اینجا مضطر است

آب را پنداشتم من جوهر است

هر چه را خواهی به مترو اندر است

گوییا شیرش ز یک گاو نر است

همچو یک لوطی ولی بی عنتر است

مستراحش هم ز سنگ مرمر است

شعبه ی هر بانک از آن یک بهتر است

پورشه امروز از پراید هم بیشتر است

جیب او پر پول و پر سیم و زر است

یک حقیقت از همه روشن تر است

هر که باور می کند بی شک خر است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *