گوش نامحرم کجا و درک پیغام سروش
لیک مردم جملگی گویند آنها محرمند
گر به پشت رل بگیرند باز فرمان را به دست
اغنیا با پول مردم مرغ و ماهی می خورند
گر بیفتد بار سالاری به ناگه از ستور
گاه دزدی پاک بیرحم اند و از بن می برند
خانه ها از پای ویران است و این مردم همه
مال یکدیگر ربایند و برای مال خویش
جمله فرمان می برند از ظالم باتوم به دست
روز عاشورا دهند قیمه پلو با نان چرب
ماه رحمت را همه لب تشنه و مرد خدا
بنده ی خالص به شیطانند و شیطانی کنند
باز می گویند آمریکاست شیطان بزرگ
گاه تعطیلات خندان رو به ویلای شمال
پست و رذل و بی صفت دربند در گنداب خویش
سرد و بیرحمند و بزدل جمله در باطن ولی
عده ای منقل و وافوری و تریاکی شده
کورش ار بودی بگفتی شرم بر دین شما
گفته بود این نکته را هم حافظ پشمینه پوش
فاش می گویم به تو این نکته ها می دار گوش
جمله وحشی می شوند صد بار رحمت بر وحوش
سهم ما از سفره باشد اشکنه یا کلٌه جوش
بار او را برده می فروشند در میدان شوش
لقمه می دزدند از یک کودک حلوا فروش
باز درگیرند بر تک نقش ایوان یا نقوش
داد و افغان می نمایند و هوار و صد خروش
لیک نافرمان شده در بارگاه جرم پوش
روز دیگر می خورند حق همه یک آب روش
ماه دیگر پول ربح و اختلاس و شاد نوش
در هوا گیرند طعمه از نوک هر باز و قوش
فرق کی دارد اوباما با جناب جورج بوش
گاه یارانه بگیری جملگی خانه به دوش
بر زبان آزاده وعالی صفت با هر چه توش
ظاهرا” داغند و سوزانند همچون آب جوش
عده ای پیک عرق در دست جمله باده نوش
پاک شیطانی است این مسلک و آیین شما !