پاسخ به مغان

خسرو پرویز بس که می می خورد

مشورت کرده با جسارت و ترس

یک طرف سطل می و آنور آب

خر چو بو کرد رفت سوی آب

پس مغان جمله پایکوب شدند

زان سپس همٌه در بر خسرو

پس بگفتند خر که آب خورد

سر تکان داد خسرو پرویز

خر چو بوده نخورده است از می

مغ و مغ زاده موبد و دستور

جمله پیر مغان فروماندند

خسرو را هم به جمع خود خواندند

یک خری را به سوی آن راندند

چون خران خر به ملک ایجادند

بانگ شادی تمام سر دادند

کرده تعظیم به خاک افتادند

نا کسان جام می به تو دادند

گفت مردم به جام می شادند

چون خران همٌه گاو بنیادند

جملگی از صرافت افتادند !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *